![]() |
![]() |
|
|
دردم را با که در میان بگذارم ؟
مرهم زخمم را از بخواهم ؟ از کدام چاه بر دل آتش گرفته ام آبی فرو ریزم ؟ به کدامین آغوش ، کدام جانپناه ، کدام سایبان ، پناه ببرم ؟ به دستم زنجیر به پایم زنجیر به گردنم زنجیر !!! گرداگرد قبیله ای بیمارم ، هزار زنجیر درد ، میان دار هر میدان و شفا در زنجیر خداوندا ! مگر می شود این همه غم ، این همه زنجیر ؟
|
|
+ نوشته شده در
85/02/19ساعت 12:37 توسط میثم |
|
|
|
+ نوشته شده در
85/02/11ساعت 13:47 توسط میثم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام او که گرمای مهرش آتش عشق را شعله ور می کند . در گلدان بلوری قلبم گلی کاشتم و امیدش نام نهادم و با مهر و دوستی تو آبیاریش کردم . خواستم آن را تقدیم کنم . دیدم که تو بهاری و بهار نیز احتیاج به گل ندارد . پس گلبرگ هایش را به باد دادم و بر شاخه هایش چنین نوشتم :
بی تو هرگز نام : میثم (میسوتی) شهر: 0731 تاریخ تولد : 10/3/1364 |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|